الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

199

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

فما صبّرك على دائك ؛ پس چه‌چيز تو را بر بيمارى خودت بردبار نموده است ؟ در مصباح گويد : صبّرت . . . ؛ يعنى او را با وعده اجر و پاداش وادار به صبر و شكيبايى نمودم . و جلّدك بمصابك ؛ و بر تحمّل مصايب صبور و شكيبا ساخته است ؟ اين‌گونه در نسخهء مصرى آمده و لكن صحيح « على مصابك » مىباشد ، چنان‌كه در نسخهء « حد » و « ثم » آمده . و در نسخهء « خطى » « على مصائبك » آمده است و « حد » نيز آن‌را به روايتى نسبت داده است . در صحاح گويد : جلد به‌معناى صلابت و سختى است . . . و أصابته مصيبة إصابة و مصابة ؛ يعنى به او مصيبتى رسيد و دردمند گرديد . . . و عزّاك عن البكاء على نفسك ؛ و از گريه بر خودت تسلّى داده است ؟ در صحاح آورده : عزاء به‌معناى ( صبر ) است ، گويند : عزّيته تعزية فتعزّى ؛ يعنى او را امر به صبر نمودم پس پذيرفت . و هي أعزّ الأنفس عليك ؛ حال آنكه جان خودت عزيزترين جان‌ها نزد توست . آورده‌اند : محتضرى اندك بهبودى در خود احساس نمود ، ديد همسر و فرزندانش بر او مىگريند ، به همسرش رو كرده گفت : چرا مىگريى ؟ گفت : زيرا تو قيّم و سرپرست من بودى و پس از تو ديگر سرپرستى ندارم . به فرزندان خود رو كرده از آنان نيز سبب پرسيد گفتند ! زيرا تو نان‌آور و تأمين‌كنندهء ما يحتاج زندگى ما بودى . مرد عصبانى شده به آنان گفت : از نزد من برخيزيد و مرا به حال خود واگذاريد تا خودم بر خودم بگريم ؛ چرا كه شما بر خودتان مىگرييد نه بر من . و كيف لا يوقظك خوف بيات نقمة ؛ چگونه ترس از بلاهاى شب‌گير تو را بيدار ننموده است . در صحاح گويد : « بيّت العدوّ ؛ شبانه بر دشمن يورش برد . » و مصدر آن « بيات » . . . . در اصول كافى آورده : امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود : لب به خنده مگشا تو كه مرتكب اعمال فضاحت‌بار شده‌اى ، و از بلاى شب‌گير در امان نيست آن‌كه